X
تبلیغات
رایتل
یک دونده:ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود، نه گهی تند و گهی خسته رود.مهسا: تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به یغما می برد اندیشه های منفی خود اوست زیرا هیچ کس جز خود آدمی چیزی به خود نمی دهد و هیچ کس جز خود آدمی چیزی را از خود دریغ نمی دارد. علی:بزرگترین گناه نا امیدی است( امام علی ع). سعیده سیدی: همیشه قیمتی ترین چیزها آنهایی نیستند که در دوردستها دنبالشان میگردیم؛گاهی همه هستی در کنار ماست،واین کم سویی چشمهاست که مارا به بیراهه می اندازد، حسین:ما نمی توانیم دیروز را تغییر دهیم ولی می توانیم فردایمان را با امروز بسازیم. ندامنصوریان:بزرگترین هدفی را که می خواهید تا یکسال دیگر به آن دست یابید مشخص کنی۰ آنتونی رابینز> . ... .در قسمت (ورود ممنوع) منتظر جملاتتون هستم وبلاگ گروهی دانشجویان دانشگاه کاویان

وبلاگ گروهی دانشجویان دانشگاه کاویان
 
ما برآنیم تا نظرات خود را در مورد مسایل مختلف اعم از بازاریابی، مدیریت منابع انسانی، مدریت فروش و ... به اشتراک بگذاریم

آمار سایت

چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 16:36 | توسط: تکتم | چاپ مطلب

*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبا رو می بینین وازش خوشتون میاد  بلافاصله میرین پیشش ومیگین :من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"



سلام



شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو می بینین وازش خوشتون میاد بلافاصله میرین پیشش و می گین :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن "



                   به این می گن بازاریابی مستقیم



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو میبینید وازش خوشتون میاد بلافاصله دوستتون میره پیش دختره ومیگه:"اون پسر ثروتمندیه باهاش ازدواج کن"



                         به این میگن تبلیغات



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو می بینین وازش خوشتون میاد بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین فردا باهاش تماس می گیرین و می گین :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"



                     به این میگن بازاریابی تلفنی



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو می بینین و ازش خوشتون میاد بلافاصله کرواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنین وقتی کیفش میوفته  براش از روی زمین بلند می کنیدن در اخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه مدت دعوت می کنین ومیگین :"در هر حال من پسر ثروتمندی هستم  با من ازدواج می کنی؟"



                     به این میگن روابط عمومی



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو میبینین که داره به سمت شما میاد و میگه :"شما پسر ثروتمندی هستی با من ازدواج می کنی؟"



        به این میگن شناسایی علامت تجاری توسط مشتری




*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو میبینین و ازش خوشتون میاد بلافاصله میرین پیشش و میگین  من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما میکنه



                  به این میگن پس زدگی توسط مشتری



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو می بینین و ازش خوشتون میاد بلا فاصله میرین پیشش و میگین:"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه



                  به این میگن شکاف بین عرضه تقاضا



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو میبینین  وازش خوشتون میاد و قبل از اینکه حرفی بزنین  شخص دیگه ای پیدا میشه و به دختره میگه:"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"



            به این میگن از دست رفتن سهم توسط رقبا



*شما در یک مهمانی یک دختر زیبا می بینین وازش خوشتون میاد ولی قبل از اینکه بگین من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"همسرتون پیداش میشه


                     به این میگن منع ورود به بازار


*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میادسعی می کنید بهش کم محلی کنید تا از شما خوش اش  بیاد اون هم فمنیست از آب در میاد و برای در اومدن چش شما دست دوستتون رو می گیره و با هم میرن سانفرانسیسکو



              به این میگن اشتباه استراتژیک در بازاریابی



*شما در یک مهمانی دختر بسیار زیبایی رو می بینین و ازش خوشتون میاد جلو میرید و مؤدبانه یه شاخه گل رز بهش میدید و می گید :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"اما اون گل رو تو سرتون میزنه چون شدیدا استقلالیه.



                 به این میگن اشتباه تاکتیکی در بازاریابی



*شما در یک مهمانی  یک دختر بسیار زیبایی رو میبینید و ازش خوشتون میادجلو میرید و میگید :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سرو کلش پیدا میشه و رسواتون میکنه



                  به این میگن سو ء سابقه در بازار



*شما در یک مهمانی دختر زیبایی رو می بینین و ازش خوشتون میاد.جلو میرید و میگید:"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"همون لحظه پاتون میره روی پوست موز وجلوی طرف ضایع

میشید



       به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبارو می بینین و ازش خوشتون میادجلو میرید و می خواهید بگید:"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"که یک هو یک دختر زیباتر از اون  رو پشت سرش می بینین  فورا مسیر رو عوض می کنین وبه سمت دختر جدید میرین.



  به این میگن چشم چرانی  ; نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار



*شما در یک مهمانی دختر بسیار زیبایی رو می بینین و ازش خوشتون میاد.جلو میرید و می گید :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن"اون هم با شعف خاصی برمی گرده ولبخند میزنه شما که با دیدن چهره 60ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافید



                 به این میگن بد بیاری یا خطای بازار



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد به جای اینکه جلو برید و بگید :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن "; به مادرتون می گین با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره



                        به این میگن بازاریابی سنتی



*شما در یک مهمانی یک دختر بسیار زیبایی رو می بینین و ازش خوشتون میاد جلو میرید و میگین :"من پسر ثروتمندی هستم با من ازدواج کن" اون هم با دوستش صحبت می کنه ودر مورد شما توضیح میده وشما با هردوی اونا ازدواج می کنید.



                 به این میگن بازاریابی دهان به دهان!



بر گرفته از وبلاگ عصر ایران


امیدوارم این متن براتون جالب بوده  باشه .ممنون میشم با نظرات خوبتون همراهیم کنید.

موفق باشید








 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

شنبه 15 مرداد ماه سال 1390 ساعت 12:38 | توسط: علی | چاپ مطلب